|
گاهی وقتها اینقدر دلم براش تنگ میشه که نمیدونم چه کار باید کرد؟ دیگه چه میشه کرد؟ ما هردو رسیدیم به آخر خط ولی چرا دلم ازش جدا نمیشه چرا همه جا به یادشم چرا؟ ... هیچ وقت فکر نکن لحظه ای از تو غافلم موقعی که می خواستمت می ترسیدم نگاهت کنم ، موقعی که نگاهت کردم ترسیدم باهات حرف بزنم ، موقعی که باهات حرف زدم ترسیدم نازت کنم ، موقعی که نازت کردم ترسیدم عاشقت بشم ، حالا که عاشقت شدم از دستت دادم.
هیچگاه نگاهت را فراموش نمی کنم ، نگاهی سرشار از محبت و صمیمیت ، صدایت در گوشم زمزمه می شود و نگاهت در ذهنم مجسم ، اما ... ، من تو را می خواهم نه خیالت را.
یادمان باشد به دل کوزه آب که بدان سنگ شکست بستی از روی محبت بزنیم تا اگر آب در آن سینه ی پاکش ریزند آبرویش نرود یادمان باشد فردا حتماً ! ناز گل را بکشیم حق به شب بو بدهیم ونخندیم دگر به ترک های دل هر گلدان و به انگشت نخی خواهیم بست تا فراموش نگردد فردا زندگی شیرین است زندگی باید کرد و بدانیم که شبی خواهم رفت و شبی هست مرا که نباشد پس از آن فردایی!!!
|