|
هميشه اين گونه بوده است كسي كه از بودنش هنوز سير نشده اي زود از دنياي تو مي رود وقتي به خودت مي آيي كه حتي ردي از او در خيابان نمانده است فكر مي كردي با او مي تواني به تمام باغها سرك بكشي هنوز روزهاي زيادي بايد با او به تماشاي موجها مي رفتي هنوز ساعتهاي صميمانه اي بايد با او اشك مي ريختي هميشه اين گونه بوده است.... او كه مي رود ..او كه براي هميشه مي رود.... آنقدر تنها مي شوي كه نام روزها را هم فراموش مي كني از عقربه هاي ساعت هم مي گريزي و هيچ فرشته اي به خوابت نمي آيد.....
|